من عاشق خانوادهام هستم. واقعاً همینطور است! اما راستش را بخواهید، آنها میتوانند کمی... به نظرم «دشوار» مودبانهترین کلمه باشد. هر کدام از آنها ویژگیها و نقاط ضعف کوچک خودشان را دارند و من نمیتوانم دنیایی بدون آنها را تصور کنم. یک اتفاق اخیر واقعاً تمام چیزهایی را که دوست دارم و تمام چیزهایی را که مرا تا بینهایت ناامید میکند، محکم کرد. اجازه دهید بیشتر توضیح دهم:
برنامههایی برای یک گردهمایی بزرگ شکرگزاری در حال انجام بود. خواهر کوچکم میزبان بود، مامان مسئول لیست مهمانان بود و عمو باب آشپزی را انجام میداد (مواد داخل نان ذرتش بینظیر است). فوقالعاده بود! ایمیلها مدام ارسال میشدند و هماهنگیهای بیشتری انجام میشد. اما بعد، یک اتفاق بد: مادربزرگ به همه اطلاع داد - البته باید اضافه کنم که خیلی رک و صریح - که دیگر با سفر هوایی راحت نیست و زندگی در آن سوی کشور، استفاده از وسایل حمل و نقل جایگزین را غیرممکن کرده است. در روز شکرگزاری مادربزرگی وجود ندارد؟
چیزهای بیشتری هم بود: پسرعمو رودی، که از پوگکیپسی با ماشین به آنجا میآمد، ما را از تعهدات کاری لحظه آخری که او را تا آخرین لحظه در شهر نگه میداشت و نمیتوانست شام شکرگزاری را آماده کند، مطلع کرد. به دنبال آن ایمیلی از لیدیا آمد: او تازه یادش آمده بود که امسال قرار است تعطیلات را با خانواده شوهرش جشن بگیرند و «شاید بتوانیم همان روز تلفنی به بقیه ما سلام کنیم».
این به یک فاجعه تبدیل شد
تا اینجا ما مادربزرگ ، عموزاده رودی و لیدیا (با دوقلوهای جدیدش) را از دست داده بودیم. این چه نوع شکرگزاری خواهد بود؟
من یک آس در جیبم داشتم: حساب کنفرانس من با FreeConference.com امکان تماس تصویری را فراهم می کند - و انجام آن بسیار آسان است! پیوند جلسه خود را یک روز قبل از رویداد ما ارسال کردم. خوشبختانه دستورالعمل ها حداقل بود: در زمان تعیین شده روی پیوند کلیک کنید و سپس نام صفحه را وارد کنید. حتی مادربزرگ هم می تواند این کار را انجام دهد!
همانطور که انتظار میرفت، غذای روز شکرگزاری فوقالعاده بود. غیبتها نتوانست روحیه ما را تضعیف کند و غذاهای عمو باب از همیشه بهتر بود. درست قبل از دسر، لپتاپم را بیرون آوردم و وارد حساب FreeConference.com خود شدم و اتاق کنفرانس ویدیویی را راهاندازی کردم . مادربزرگ روی وبکم خود بود و چهره درخشانش تمام اتاق را روشن میکرد. لیدیا و رودی به داخل پریدند و همه ما در اتاق مجازی با هم بودیم! حتی دوقلوها هم وارد ماجرا شدند.
با وجود همه مشکلات، روز شکرگزاری با موفقیت به پایان رسید! و من همه اینها را مدیون تماس ویدیویی رایگان هستم. خانواده من شاید در سراسر کشور باشند، اما در آن روز انگار همه ما در یک اتاق بودیم. تعطیلات بینظیری بود!
حساب FreeConference.com خود را ایجاد کنید و به هر آنچه برای راهاندازی کسب و کار یا سازمان خود نیاز دارید، مانند اشتراکگذاری ویدیو و صفحه نمایش ، زمانبندی تماس ، دعوتنامههای ایمیلی خودکار، یادآوریها و موارد دیگر، دسترسی پیدا کنید.